قضاوت کردن ، به زندگی ما آسیب می زند

قضاوت کردن ، به زندگی ما آسیب می زند

یکی از مهارت های اغلب ما این است که به سرعت اعلام نظر می کنیم.

خصوصا در شرایطی که دید و بازدیدها زیاد است.

به محض اینکه یک نفر حرفی می زند ما شروع می کنیم به رقابت بر سر اینکه نظر خودمان را بگوییم.

غالب این نظرات هم از دیدگاه منفی به قضیه می نگرد.

گاهی اوقات هم مدام سعی می کنیم جنبه های خلاقانه ماجرا را بیان کنیم.

 

در قضاوت کردن چه اتفاقی رخ می دهد؟

البته ناگفته پیداست که گاه ما خودمان این جنبه ها را خلق می کنیم.

وقتی که اینطور پی در پی قضاوت می کنیم پر می شویم از حس بد.

هر یک از ما قضاوتی کرده ایم. مدام کلامی منفی به منفی های ذهنمان افزوده شده است.

در پایان گفتگو پر شده ایم از حس بد.

بگذریم حالا اگر این حس خوب هم باشد ما پر شده ایم از حسی که با حدس و گمان ساخته ایم.

چه بسیارند لحظه هایی که بر حسب همین حدس و گمان دست به اقدام می زنیم.

ژست می گیریم، رفتار می کنیم و گاهی هم به همان شدت عکس العمل نشان می دهیم.

امان از روزی که ساخته و پرداخته های ذهن ما درست از آب در نیاید.

تعارض و سوء تفاهم ها بسیاری اوقات از همین قضاوت های شتابزده ما ناشی می شود.

 

چرا فضاوت کردن سبب آسیب دیدن رابطه های ما می شود؟

در هنگام قضاوت کردن جمعی عموما با هیجانزدگی شروع به قضاوت می کنیم.

این هیجانزدگی و رقابت سبب دور شدن ما از منطق می شود.

قضاوت کردن به معنای تحلیل و تفسیر شخصی هر یک از ما درباره رفتار فردی دیگر است.

حالا خود شما فکر کنید که چند درصد امکان دارد تحلیل و تفسر ما درباره رفتار دیگری درست باشد.

عموما بدون هیچ نوع تخصصی اقدام به قضاوت کردن می کنیم.

البته هیچ نوع که نه بلکه همه ما در مورد زندگی و رفتار دیگران کلی صاحب نظر هستیم.

جالب است که به راحتی درباره عملکرد دیگران ایده پردازی می کنیم.

و همان دیگران هم درست همین کار را انجام می دهند.

همه ما صاحبنظر و متخصص در بهبود امور زندگی دیگران هستیم و وقتی پای زندگی خودمان به میان بیاید … .

مثل آهو در عسل گیر افتاده ایم.

 

با هیجان و اشتیاق برای قضاوت کردن چطور برخورد کنیم؟

حال آنکه اگر همین وقت و انرژی را که صرف تحلیل زندگی دیگران می کنیم را صرف تفکر درباره زندگی خود کنیم نتایج بهتری می گیریم.

آنچه واقعیت دارد این است که سخن ما درباره زندگی دیگران نهایتا دادن اطلاعات به آنان است.

در مورد زندگی خودمان مساله کاملا متفات است. ما قادر به تغییر و کنترل زندگی خود هستیم.

ما به عنوان انسان موجودی انتخابگر هستیم.

لذا باتفکر و تحلیل زندگی خود احتال اینکه به نتایح و راهکاری بهتری دست یابیم بیشتر است.

علاوه بر ای با قضاوت نکردن درباره زندگی دیگران ذهن ما از رنج های زیادی که به واسطه این قضاوت ها به خد تحمیل می کنیم رها است.

این رهایی سبب کارایی بیشتر مغز و ذهن ما می شود.ما مسئول زندگی دیگران نیستیم.

ما مسئول زندگی خود هستیم. ما کنترل کننده و هدایت کننده زندگی خود هستیم.

اطلاعات دهنده و پیشنهاد کننده درباره زندگی دیگران هستیم.

سوالی که بادی از خود بپرسیم این است که آیا او اصلا به پیشنهاد ما نیاز دارد؟

آیا اگر دقیقا جای او باشیم چه عکس العملی نشان می دهیم؟

اگر هر یک از ما سرمان توی زندگی خودمان باشد و همین زندگی خودمان را بسازیم دنیا خودش گلستان می شود.

 

بجای درس دادن به دیگران، درس بگیریم.

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *