عادات ما، تعیین کننده انتخاب ها و رفتار ما هستند

عادات ما، تعیین کننده انتخاب ها و رفتار ما هستند

عادات ما

به مجموعه رفتارهای ما که بدون آگاهی و تصمیم گیری انجام می‌دهیم، عادت گفته می‌شود.

رفتارهایی مانند نحوه نفس کشیدن، نحوه غذا خوردن، نحوه آب خوردن، نحوه ی لباس پوشیدن و … در زمره عادات ما هستند.

اغلب این رفتارها را ناآگاهانه انجام می دهیم.

خبر خوب این است که عادت ها را ما خودمان با انتخاب هایمان ایجاد کرده ایم و توانایی تغییر دادن آنها را داریم.

 

شناخت عادات ما چه اهمیتی دارد؟

شخصیت ما با عادات ما معرفی و شناخته می‌شود. به این مثال ها نگاه کنید:

مدیر من همیشه کت و شلوار می پوشد.

علی طاها پسرک ۸ ساله، شیرینی دوست ندارد و نمی خورد.

من شب‌ها ساعت ۲ بامداد می­خوابم.

نازبانو همیشه تند تند حرف می زند.

امیرعلی شب ها مسواک نمی­زند.

این رفتارها و بسیاری رفتارهای دیگر بخشی از وجود ما و عادات ما هستند.

این عادات ما هستند که زودتر از هر چیزی دیده می‌شوند. به عنوان شاخصه ما حساب شده و معرف شخصیت ما هستند.

برای داشتن زندگی بهتر، لازم است عادات خود را شناخته و در صورت لزوم تغییر و بهبود دهیم.

بطور مثال زهره شبها دیر می­خوابد و این باعث می‌شود که در طول روز کسل باشد.

زهره برای تغییر این عادت، بهتر است شبها زودتر بخوابد. سحرخیز باشد و کارهای مهم خود رو زودتر انجام دهد.

نکته مهم دیگر این است که عادات ما موفقیت ما را تعیین می‌کنند.

موفقیت ما در روابط، خانواده، تجارت، کار و همه جنبه های زندگی به شدت تحت تأثیر عادات ما و عادات دیگران است.

عادات ما چگونه بوجود آمده اند؟

ریشه اصلی عادات ما به تصمیم ها و انتخاب های ما برمی­ گردد.

کافی است کاری را چند بار به همان شکل انجام داده باشیم تا به صورت عادت درآمده باشد.

البته ممکن است تکرار را به صورت ناآگاهانه انجام داده باشیم.

بسیاری از عادات ما و رفتارهای ما ممکن است به خاطر الگوبرداری از افراد خانواده، دوستان و اطرافیان به وجود آمده باشد.

به رفتار کودک نگاه کنید. به وضوح می بینید که رفتار والدین خود را تقلید می کند. کودک انتخاب می‌کند که آن رفتارها را تقلید کند.

او پدر و مادر را الگوی خود می­داند. زمانی که این کودک آن رفتارها را به دفعات انجام دهد.

آن رفتارها برایش به صورت عادت درآمده و در ناخودآگاهش ثبت می‌شود.

گاه ما تصمیم می­گیریم تا کاری را انجام دهیم و بعد از انجامش احساس رضایت می کنیم.

اگر همان کار را چند بار انجام دهیم، به صورت عادت تبدیل می‌شود.

تجربه من:

تابستان سال قبل برای خرید لوازم کمبود بودجه آوردم. وقتی به خانه برگشتم زودرنج شده بودم.

به خاطر بحث مختصری خیلی احساس خشم می کردم.

از منزل بیرون رفتم و در را محکم کوبیدم. چون خشمم را بروز داده بودم، کمی احساس آرامش کردم.

دو هفته بعد از آن، به خاطر صدای خیلی بلند تلویزیون خیلی خودم را خشمگین کردم. محکم دستم را به میز آشپزخانه کوبیدم.

ظرفی که روی میز بود افتاد و شکست.

باز هم چون خشمم و اعتراضم را نشان داده بودم، کمی احساس آرامش کردم.

از شکستن ظرف ناراحت شدم. بلافاصله فکر کردم و نکته ای را متوجه شدم.

متوجه شدم که دفعه قبل آگاهانه و انتخابی پرخاشگری کرده بودم. اما این دفعه خیلی آگاه نبودم.

به سرعت فهمیدم که اگر دفعه­ ی بعد و دفعات دیگر، موقع احساس خشم، رفتارم را کنترل نکنم به پرخاشگری عادت می­کنم.

آنگاه همه مرا به عنوان فردی پرخاشگر خواهند دید و خواهند شناخت.

مهمتر اینکه کنترل و ترک آن برایم خیلی مشکل می شد.

چگونه عادات ما از نو ساخته می شوند؟

به مثال رفتار پرخاشگرانه نگاه کنید. این رفتار سه بخش اصلی دارد:

احساس خشم (نشانه)

پرخاشگری (رفتار یا روتین)

احساس آرامش و رضایت (پاداش)

بنابراین برای ایجاد یک عادت یا رفتار جدید، کافی است مراحل را در نظر بگیریم. اول یک نشانه برای آن داشته باشیم.

مثلا من می‌خواهم تمرکزم را افزایش دهم. برای اینکار یک کش پول دور مچ دستم می‌اندازم.

زمان مطالعه، هرگاه احساس کردم تمرکز ندارم (تمرکز داشتن برای من یک نشانه است) حواسم را جمع می­کنم (این رفتار یا روتین انتخابی من است).

کش را می­کشم و ضربه ای به دستم وارد می­شود (این کار تنبیه و در واقع پاداشی برای دقت من است).

هرگاه این روند حواسپرتی، جمع کردن حواس و ضربه کش پول را به دفعات تکرار کنم، ضمیر ناخودآگاه من یاد می گیرد که با بروز نشانه حواسپرتی، حواسش را جمع کند و ضربه به او وارد می­شود.

به مرور زمان و با تکرار زیاد حالت پاداش را هم می‌توان حذف کرد.

یعنی حتی اگر کشیدن کش و ضربه را هم حذف کنیم، ناخودآگاه ما دو مرحله­ی اول را به خوبی انجام می­دهد.

با بروز حواسپرتی، سریع حواسش را جمع می­کند.

از کجا شروع کنیم؟

برای شروع ابتدا رفتاری که مایل هستیم تغییر دهیم یا ایجاد کنیم را مدنظر قرار دهیم.

بطور مثال رفتار پرخاشگرانه خود را با رفتاری آرام تر جایگزین کنیم.

ابتدا لازم است که نشانه و عامل شروع کننده­ی رفتار خود را بشناسیم.

مثلاً من پرخاشگری می­کنم چون احساس خشم کرده ­ام.

می توانم این گونه عمل کنم که دفعه بعد وقتی احساس خشم کردم کار دیگری انجام دهم.

مثلاً به بالش یا کیسه بوکس ضربه بزنم. سپس به نحوی به خودم پاداش دهم.

سعی می­کنم هرگاه احساس خشم کردم، همین دو کار را انجام دهم.

بدیهی است که دفعه اول مشکل است. اما کم کم آسان می شود.

نکته مهم این است که حتما باید پاداش تکرار شود. یعنی هرنوبت پاداش داده شود. پاداش مناسب رفتار باشد.

نکته دوم اینکه نشانه شما تا حد امکان ساده باشد.

مثال:

برای ایجاد عادات جدید مثالی می­زنیم. مثلا می‌خواهید به ورزش عادت کنید. اما رفتن به باشگاه برای شما سخت است.

به عنوان نشانه، کافیست لباس های ورزشی خود را از قبل آماده کنید. روی میز دم دست بگذارید.

صبح به محض دیدن لباس ها، آنها را بپوشید و کاری که می خواهید را انجام دهید. سپس به خود پاداشی بدهید. مثلاً خود را تحسین کنید.

تکرار زیاد این مراحل و پایبند بودن به انجام آن، سبب می‌شود که به عادات تبدیل شود.

باید پشتکار داشته باشیم. یک نشانه ساده قرار دهیم، حتما بعد از نشانه، رفتار مورد نظرمان را انجام دهیم و حتما به خود پاداش دهیم.

برای اینکه انجام این کار ساده­ تر شود، می­توانیم هم نشانه ساده ای در نظر بگیریم و هم رفتار ساده ای انجام دهیم.

یعنی مثلا روزهای اول کمی ورزش کنیم و به تدریج مقدار آن را افزایش دهیم.

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *