آخه چرا هی لفتش می دی ؟

تاخیر در انجام کارها

درست دو هفته پیش بود. یعنی دو هفته بعد از نوروز۹۷٫

وقتی با استادم صحبت کردم. برنامه کاری برای دو هفته چیده شد و قرار شد دقیق انجام دهم.

کاری که انجام آن را هنوز به خوبی نیاموخته بودم.

علاوه بر اینکه از قبل برای این دو هفته یک برنامه فشرده چیده بودم.

حتی برنامه اولیه ای که خود من چیده بودم نیاز به زمان بیشتر و آموختن مهارت های جدیدی داشت.

این همه تعهد را برای خود ایجاد کرده بودم. وقتی تازه شروع کردم هنگ کرده بودم.

دیدم با دنیایی از ناآموخته ها مواجه هستم. اکنون چگونه از پس این برنامه ها و تعهدها برآیم؟

لفتش می دی یعنی چی؟

یکی از مسائل جامعه که بقولی مبتلابه جامعه هم هست همین مسئله است.

برای اینکه کاری را انجام بدیم هی لفتش میدیم. کارهای ما اغلب می افتند به عقب.

بعد هم دستپاچه می شویم. دست به دامن این و آن می شویم. اوه خدای من دیگر اعصاب هم نداریم.

خدا نکند مسئله حیاتی باشد! آنوقت با یک من عسل هم نمی شود خوردمان. چقدر تلخ می شویم.

این کار چند تا علت اصلی می تواند داشته باشد:

  • اهمال کاری
  • عدم مدیریت زمان
  • اولویت بندی نادرست یا عدم اولویت بندی
  • چندکاره گی که خود با داشتن کارهای نیمه تمام آزارمان می دهد.

 

حالا چرا لفتش می دی ؟

جمله لفتش می دی معمولا در شرایط مختلف استفاده می شود.

زمانی که ما به دلیلی نادرست به کار و هدف اصلی خود نمی رسیم.

اهمال کاری:این مورد را در این مقاله به اختصار می پردازیم.

در مقالات بعدی بیشتر به آن می پردازیم. اهمال کاری یعنی که آن کار را با بی توجهی عقب می اندازیم.

عدم مدیریت زمان: این مسئله زمانی است که ما مدام درگیر آن کار هستیم ولی برآورد درستی از زمان یا توانایی خود نداریم.

گاهی اوقات نیز داشتن توهم مثبت از خود سبب این امر می شود.

عدم اولویت بندی: این امر هم نوعی اهمال کاری است.

کتاب قورباغه را قورت بده را خوانده اید؟ این کتاب می خواهد یاد بدهد که کار سخت را اول انجام بده.

مسئله اصلی این است که کار مهم و اصلی را اول انجام دهیم. یعنی اولویت اول را به آن بدهیم.

چندکاره گی: یکی از آفات فکری بسیاری از ما این است.

به این دلیل به عنوان آفت از آن یاد می کنیم که تبدیل به باور شده است.

 

آفت چند کاره گی:

یکی از دلایلی که باعث می شود این جمله چرا لفتش می دی را در زمان نرسیدن به اهداف بشنویم چندکاره گی است.

به فیلم و کارتون های قدیمی نگاه کنید.

شخصیت هایی مثل بالتازار را می بینید که حلال هر نوع مشکلی هستند.

یا آن دانشمندی که کمدی بلند و اشفته داشت.

شخصیت اصلی آقای پنگوئن بود که اسمش را اگر یادتان هست برایم بنویسید.

این پنگوئن هر وقت به مشکلی بر میخورد سراغ دانشمند می رفت.

دانشمند هم هربار در کمد را باز می کرد و کلی چیز می ریخت بیرون.

بعد معما حل می شد. این کارتون های ساده برای کودکان دیروز باور ساخته اند.

یک فرد نابغه و دانشمند باید همه چیز دان باشد.

یک فرد فوق العاده باید هر کاری انجام دهد.

این مسئله یعنی هر کاری انجام دادن به چندکاره گی منجر می شود.

چندکاره گی، آشفتگی و بی نظمی برای بینندگان باورسازی می شود.

سبب کاهش تمرکز و داشتن کارهای ناتمام می شود.

زیرا او توان و زمان انجام هر کاری را ندارد.

بخاطر همین کارهایی که دست می زند را ناتمام رها می کند. به سراغ کار بعدی می رود.

چه میشه کرد؟

برخی از دلایلی که سبب می شود کاری را هی لفت دهیم را بیان کردیم.

لفت دادن به معنای تاخیر در انجام کار است. گام اول برای پرهیز از این کار همان شناخت علت است.

اکنون برای مقابله با علت ها از راهکارهای هر مورد می توانیم استفاده کنیم.

نوشتن برنامه کاری مثلا در تقویم رومیزی، این کار در محیط شخصی یا کاری با توجه به محیط و کار آن خیلی مفید است.

اولویت بندی کردین با توجه به اهمیت کارها، این کار سبب می شود همیشه برای کارهای اصلی خود وقت داشته باشیم.

تغییر و شناخت باورها، باورهای تضعیف کننده مثل بی نظمی را بشناسیم و تغییر دهیم.

وقتی یک کار را شروع می کنیم به نحوی آن را خاتمه دهیم یا در ذهن یا در عمل.

چند تا کار را با هم بر دوش نگیریم.

یعنی زمانی که کاری را برعهده می گیریم زمان بندی دقیق برای انجام دادنش روی تقویم خود بنویسیم.

اگر ممکن و میسر بود با در نظر گرفتن بازه زمانی بیشتر از تخمین خود، آن کارها را بپذیریم و اقدام کنیم.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *