خودش باید می فهمید ، این جمله نشان دهنده توقعی نامناسب است

خودش باید می فهمید

 

 

خودش باید می فهمید . این صدای مهری بود.

مهری با حالت ناراحت و طلبکار لبه تخت نشسته بود. همین که من را دید، گفت: اصلا نمیفهه.

احمد رو میگم. دیروز از خستگی کارهای خانه و بچه ها اصلا حوصله شام پختن رو نداشتم. احمد عصر برگشت.

وقتی بهش میگم شام یه چیزی از بیرون بگیر، به من میگه تو که کاری نداری تو خونه. من کلی کار کرده ام و خسته ام.

احمد باید خودش می فهمید که من اونهمه کار انجام دادم و خسته ام.

توقع های نامناسب چه توقعاتی هستند؟

یکی از باورهای نادرست اجتماعی با جملاتی مثل ” خودش باید می فهید ” و یا ” خودش باید بفهمد ” بیان می شود.

ما بدون دقت و ابراز نظر و خواسته خود، انتظار داریم که طرف مقابل ما نیاز و خواسته ما را درک کند.

یعنی بدون اینکه ما چیزی بگوییم یا به نحوی او را متوجه خواسته خود نماییم، طبق دلخواه ما رفتار کند.

ما انتظار داریم که او ذهن ما را بخواند.

این مساله به طور خاص در بین زوج ها و همسران اتفاق می افتد.

هر یک از همسران انتظار دارد که همسرش و یا طرف رابطه اش نیاز او را بفهمد.

حال آنکه دنیای ما آدمها و شیوه ما در درک مسائل با یکدیگر متفاوت است.

البته این مسئله در بین افراد مختلف مانند افراد خانواده، همکار یا غریبه هم به وجود می آید.

این توقع نادرست معمولا از اینجا ناشی می شود که ما درخواست خود را بطور واضح و روشن بیان نمی کنیم.

وقتی ما درخواست و یا نیاز خود را به طور کاملا واضح و کامل بیان نمی کنیم باید مسئولیت عواقب آن را نیز بپذیریم.

خودآگاهی ما از توقع های نامناسب مهم است؟

هفته گذشته قصد داشتم برای اقامت به یکی از خوابکده های دانشجویی در خیابان جمالزاده تهران بروم.

مقصد مورد نظرم را با اسم دو خیابان به راننده تاکسی گفتم.

او مرا دقیقا به همان کوچه رساند و پیاده شدم.

سپس هرچه دنبال پلاک موردنظر گشتم اصلا در آنجا وجود نداشت.

بعد از پرس و جو و تماس با خوابکده، متوجه شدم که در آن خیابان دو کوچه به همان نام وجود دارد.

ناراحت و عصبانی بودم. راننده خودش باید می فهمید که مقصد من کجاست.

حالا چون خیابان یکطرفه بود، من باید پیاده بر می­گشتم.

مقاله عادات ما نیز برای این موضوع مفید است. این مقاله را نیز بخوانید.

از یکی از رانندگان تاکسی آدرس را پرسیدم. او گفت فقط پنج دقیقه طول میکشد.

خوب این خیلی نزدیک به نظر می رسید. اما حدود چهل دقیقه طول کشید تا من به آدرس مورد نظر برسم.

ناراحت بودم که به من گفته پنج دقیقه.

با خودم می گفتم او خودش باید می فهمید که یک خانم با پای پیاده این مسیر را در پنج دقیقه طی نمی کند.

حقیقت این بود که او چون راننده تاکسی بود فکر، استدلال و زمانبندی او طبق حرکت ماشینش بود.

من خودم مسئول بود که ناآگاهانه از او توقع داشتم جواب درستی طبق شرایط و خواسته من بدهد.

من باید از او می پرسیدم که اگر من که یک خانم هستم تا آنجا پیاده بروم چقدر طول میکشد؟

یا اینکه حدود چند متر با اینجا فاصله دارد؟ 

وقتی می گوییم یا انتظار داریم که ” خودش باید می فهمید ” معمولا احساس افسوس و ای کاش را داریم.

اتفاقی که نامطلوب ماست رخ داده و سبب رنجیدگی یا زحمت ما شده است.

خودش باید بفهمد

چطور گرفتار توقع های نامناسب می شویم؟

زمانی که ما دیگران را به جای خود فرض میکنیم دچار توقع نامناسب می شویم.

ما گمان می کنیم که آنان درست مثل ما فکر می­کنند و بخاطر همین طبق افکار خود از او انتظار عکس العمل داریم.

دنیای ما آدمها بسیار با هم متفاوت است.

البته افراد خانواده و همسران و کسانی که با هم ارتباط نزدیک و یا طولانی دارند گاهی بر طبق شناخت خود، توقع دارند.

حقیقت این است که گاهی همین ارتباط نزدیک سبب میشود که انتظارات و توقعات نامناسبی شکل بگیرد.

مانند رابطه مهری و احمد.این اتفاق ناشی از چند عامل مختلف می تواند باشد.

ادراک اشتباه، عدم مهارت درخواست کردن، کم رویی، توقع، طرز فکر ثابت و برخی علت های دیگر سبب می شود که ما عباراتی مثل ” خودش باید می فهمید ” را بشنویم یا به زبان بیاوریم.

چکار کنیم؟

یک راه سریع و ساده برای پرهیز از توقع نامناسب این است که خواسته، نیاز و یا انتظار خود را واضح و روشن بیان کنیم.

اینکه انتظار داشته باشیم فلانی خودش بفهمد یا حواسش باشد یک نوع ریسک است.

ریسک اینکه اگر او نفهمد من ناراحت می شوم. بنابراین اگر می خواهیم چنین ریسکی کنیم باید هر دو جنبه را بپذیریم.

مهری نیاز داشت که احمد او را درک کند. او از احمد درخواست کرد که شام را از بیرون بگیرند.

مثلا مهری می توانست بگوید: به دلیل … و … خیلی خسته ام و نرسیدم شام بپزم.

بیا شام را از بیرون سفارش دهیم.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *