چرا اتفاقات ناخوشایند در ذهن ما برجسته ترند؟

اتفاقات ناخوشایند

مراسم فوق العاده ای بود. از سپیده صبح مشغول بودیم.

یک سمینار فوق العاده که کلی مهارت هم از آن یاد گرفتیم.

پر از انرژی و زیبایی بود. اما اما… . یک رفتار نادرست در حد سه جمله از یک نفر… .

دائما می آید توی ذهنم. یادتان هست یا دیده اید تخته سیاه که با گچ روی آن می نوشتیم؟

وقتی می خواستیم تخته را کاملا تمیز کنیم، ابر یا همان تخته پاکن را خیس می کردیم.

بعد حسابی تخته را باهاش تمیز می کردیم. چشمتان روز بد نبیند.

به محض خشک شدن تخته، فاجعه هویدا می شد. تخته حسابی کثیف تر شده بود.

گاهی اوقات یک کلام، رفتار یا … و یا کاری که نکرده ایم و یا کاری که کرده ایم.

اینها مثل همان تخته پاکن ابری خیس است. انگار روی تمام معادلات و اتفاقات کشیده می شود.

این اتفاق رنج مان می دهد.

چه چیزی با اتفاقات ناخوشایند رخ می دهد؟

چرا خاطره یک مهمانی خوب، یک موفقیت بزرگ یا یک رابطه عاشقانه را با دریافت یک تلخند، نازیبا می بینیم.

تابلوی زیبایمان لک می افتد.

ما آن لک را بیشتر می بینیم. انگار خش روی فکرمان هم کشیده شده.

چرا یک اتفاق ناخوب، کلی اتفاقات خوب دیگر را زیر می گیرد؟

چرا رفتار نژادپرستانه یک نفر، دریای محبت یک جمع را آلوده می کند؟

چرا کاری که نکرده ام، همه کارهایی که کرده ام را زیر می گیرد؟

دقت کردید یک آینه یا تابلوی بسیار زیبا که یک خش و لکه روش افتاده باشه؟

گاهی اوقات این اتفاق می افتد.

یعنی دنیای زیبایی که در یک روز تجربه کرده ایم در اثر یک رفتار یا اتفاق ناخوشایند صدمه می بیند.

مسئله این است که تمام زیبایی تصویر در یک سمت قرار می گیرد و آن خش در یک سمت.

ذهن ما بیشتر بخاطر خش آزرده می شود.

گاهی هم اتفاقات ناخوشایند سبب غفلت ما از آن همه حسن و جمال می شود.

چرا اتفاقات ناخوشایند ماندگار تر و قدرتمندتر از اتفاقات خوشایند هستند؟

چرا چنین اتفاقی می افتد؟ چرا اتفاقات ناخوشایند در ذهن ما برجسته می شوند؟

عامل اصلی این اتفاق خود ما و باورهای ماست.

اکثر ما باور داریم که برای خلق زندگی بهتر باید از شر احساسات منفی رها شویم.

پس اتفاقات ناخوشایند مانع زندگی بهتر ما هستند.

همین باور مانند زره پوشیدن در مقابل اتفاقات ناخوشایند و فقدان هاست.

زره پوشیدن و به نبرد فکر کردن سبب برجسته شدن این اتفاقات می شود.

باور دیگری هم هست. آدم های قوی باید بتوانند افکار و احساسات خود را کنترل کنند.

پس اتفاقات ناخوشایند هم باید تحت کنترلش باشد. یا باید که اصلا رخ ندهد.

این باور نیز با جایگزین کردن مثبت اندیشی می خواهد به ما کمک کند.

نکته اینجاست که ناخوشایندها همچنان وجود دارند.

در مقالات بعدی به بررسی دقیق تر این دو باور می پردازیم. 

حالا با اتفاقات ناخوشایند چه کنیم؟

بهترین اقدامی که اکنون می توانیم با اتفاقات ناخوشایند انجام دهیم پذیرش است.

تغییر این دو باور نادرست هم به ما کمک بسیاری می کند.

زره که از تن بدر کنیم آسوده می شویم.

اتفاقات ناخوشایند جزو لاینفک زندگی انسانی است.

رخ می دهد. می آید و می رود. ما به آن قدرت ندهیم و هی مرور نکنیم.

ما آن را عامل مشکلات دیگر خود ندانیم. ما به واسطه آن به خود برچسب نزنیم و … .

اگر اینها را انجام دهیم دیگر قدرتی ندارد.

نه ما عزم نبرد داریم و نه او دشمن ماست.

کافی است خود را از آن اتفاق جدا کنیم.

دوست عزیز

لطفا نظر و تجربه خودتان را برای ما بنویسید و به اشتراک بگذارید.

شنیدن تجربه شما و داستان شما برای ما و خوانندگان ما ارزشمند است.

 

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *