تایید طلبی و عزت نفس

حس ناشایستگی با عدم تایید

یکی از مهمترین مهارت های ارتباطی حفط اعتدال است.

تاییدطلبی یکی از بزرگترین مشکلات ما آدم هاست.

دلمان می خواهد که اینطور رفتار کنیم. دلم می خواهد گاهی جدی باشم.

دلم می خواهد که مهربان هم باشم.

به محض اینکه کار دلخواهم را انجام می دهم، به فکر فرو می روم.

چرا سعید اخم کرده؟ آها حتما می خواسته که من همراه او بروم.

نه شاید چون بلند شدم و رفتم دنبال کارم دلخور شده؟

چرا مامان حرف نمی زنه؟ ناراحته؟ من کاری کردم؟ و … آنطرف تر

چرا به این مقاله هم نگاه نمی اندازید: چرا اتفاقات ناخوشایند بیشتر در ذهن ما می ماند؟

تایید طلبی چیه و چه اتفاقی میفته؟

آنطرف تر زری را می بینیم که دلش تاب تاب می کند برای دیده شدن.

هر وقت نمره علوم را بد میگرفت حالش هم بد می شد. حالا معلم چه فکری می کند؟

باید دفعه بعد بهتر شوم. امتحان بعدی هم همان است.

زری اما باز هم غمگین می شود.

غمگین شدن او بخاطر نمره نیست بخاطر احساس دیده نشدن توسط معلم است.

وقتی خانه برمی گردد، خودش را بی حال می اندازد.

دلش می خواهد کسی بگوید چه ات شده؟ اما زندگی در خانه هم مثل مدرسه جریان دارد.

هر کسی با مسئله های خودش زندگی می کند. توجه خاصی هم به زری نمی کنند.

توجه و تایید شدن برای این هر دو شخص آنقدر مهم است که ذهنشان دائم درگیر است.

احساس ارزشمندی

خوب چرا تایید طلبی اتفاق میفته؟

چقدر این تجربه ها و اتفاقات، ملموس و تکراری هستند.

بزرگسالی و نوجوانی که می خواهد دیده شود. تایید می خواهد.

توجه می خواهد. احساس ارزشمندی این آدمها در این موقعیت ها به شدت افت می کند.

احساس ارزشمندی آنها بستگی به تایید و توجه دارد.

پس هرگاه توجه و تایید دریافت نکردند احساس بی ارزشی می کنند.

برخی اوقات ما آدم ها هم مثل باطری موبایل یا مخزن بنزین ماشین هستیم.

نیاز داریم که شارژ بشیم. حالا شارژ ما با چی اتفاق می افته؟

با آفرین و بارک الله دیگران. هر وقت ما رو تایید کنند و تحسین کنند پر از انرژی می شویم.

قدرت می گیریم. اعتماد به نفسمان بالا می رود.

حس ارزشمدی بالا

حتی در نحوه راه رفتن و حرکات ما هم اتفاقاتت جالبی می افتد.

اما زمانی هست که آنها کار ما را تایید نمی کنند.

از آفرین و بارک الله خبری نیست. باطری انگار شارژ خالی کرده باشد.

مثل موبایلی که باطریش رو به پایان است، یا ماشین که بنزین تمام کرده، دستپاچه می شویم.

نیاز به تایید دارم. چکار کردم که تایید نشدم؟

اینجاست که غالبا شروع به بدگفتن از خود و سرزنش خود می کنیم.

غافل از اینکه این مسئله می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد.

تایید نکردن ممکن است به دلیل عدم جلب توجه آنان باشد.

ممکن است آنها دغدغه های دیگری دارند که ذهنشان را پر کرده است.

ممکن است کار من با منافع آنان در تضاد بوده است. و … .

این مقاله هم برای بهبود زندگی خیلی عالی است. چرا نگاهی به این مقاله نمی اندازید: کوچینگ؛ هنر خوب سوال پرسیدن

حالا با تایید طلبی چکار کنم؟

مهمترین راه برای پایان دادن به تایید طلبی ، قطع این وابستگی است.

ارزشمندی من بزرگسال و زری کوچک سال، مستقل از تایید و نظر دیگران است.

ممکن است توجه نکنند، خوب نکنند. ممکن است تایید و تشویق نشوم، خوب نشوم.

هیچ کدام از اینها از ارزشهای من به عنوان یک انسان کم نمی کند.

برای رهایی از تایید طلبی، خودمان را زندگی کنیم. با حقوق انسانی خود آشنا شویم.

خیلی اوقات ممکن است اولویت های من با اولویت های دیگران متفاوت باشد.

خیلی اوقات منافع من با منافع دیگران متفاوت است.

خیلی اوقات آنچه برای من بسیار مهم است برای دیگران اهمیت چندانی ندارد.

این مسائل به خاطر تفاوت های انسانی ماست.

وقتی می خواهیم کاری انجام دهیم تصمیم بگیریم که می خواهم طبق نظر … زندگی کنم یا خودم را زندگی کنم.

تصمیم بگیرم و تمام مسئولیت هایش را هم شخصا بپذیرم. 

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *