کمال گرایی و تاییدطلبی در مربی گری

کمال گرایی و تاییدطلبی در مربی گری

درست یک سال پیش، تعطیلات تابستان رو به پایان بود. سینا یک مربی تازه کار بود.

این دومین باری بود که این کارگاه را برگزار می کرد. هی یادش می آمد که قبلا خراب کرده است.

هیچ نتیجه بدردبخوری نگرفته بود. بدهکار هم شده بود.

حالا دوباره این کارگاه را برگزار کرده بود تا هدفگزاری عقب مانده اش را پوشش دهد.

چیزی که بیشتر اذیتش می کرد این بود که خب این کارگاه تکراری است.

مسئولان کارگاه با خودشان می گویند این که تکراری است.

این افکار در ذهنش رژه می رفت. تمام سعیش را کرده بود تا تفاوت ایجاد کند. ارائه طولانی تری آماده کرده بود.

بخاطر نگرانی از عدم تایید مسئولین سالن، ارائه طولانی تری آماده کرده بود.

به نظر خودش با فراخوانی کارآموزهایی که قبلا نیامده بودند ارائه اش را بیمه کرده بود که آنها هم نیامدند.

از همه بدتر همین ترس از عدم تایید سبب شد تا در هنگام ارائه هی تردید کند.

دچار هیجانات اشتباه می شد و مطالب را گاه با تاکید بیجا مطرح می کرد و … .

ترس از سخنرانی

کمال گرایی در تاییدطلبی یعنی چی؟

کمال گرایی و تایید طلبی در مربی گری گاهی به این شکل بروز می کند که ملاک خود برای انجام یا عدم انجام کار را تایید دیگران می بیند.

فکر می کند کارش باید کاملا مورد تایید همگان قرار بگیرد. اگر تایید نشود و کارش عالی نشود او باخته است.

ممکن است از این کار خود دست بکشد  یا اشتباهات جدید را به آن اضافه کند.

اعتماد به نفس فرد به نتیجه و عکس العملی که دیگران در برابر کار او دارند بستگی دارد.

در مربی گری یا استادی این مسئله به وفور دیده می شود.

کمال گرایی گاهی به این شکل خود را نشان می دهد. کاری را انجام میدهید.

برای اینکه کسب رضایت کافی و اعتماد به نفس داشته باشید به تایید دیگران نیاز دارید.

محصول یا خدماتی را ارائه کرده اید. اعتماد به نفس شما بستگی به میزان خرید آن خدمت بستگی دارد.

اگر سیمنار یا کارگاهی دارید باخورد و تعداد شرکت کنندگان روی اعتماد به نفس شما نقش اساسی دارد.

اگر این بازخوردها به تعداد و شرایط دلخواه شما نباشد، اعتماد به نفس خود را از دست می دهید.

برای انجام کار بعدی یا گام بعدی تردید می کنید. اصولا گام بلندی بر نمی دارید.

اگر کمال گرا نباشید پس از ناراحتی و بررسی کار خود دوباره برای اجرای متفاوتی از آن اقدام خواهید کرد.

فرد کمال گرا با خودش احساس شرمندگی می کند.

کارش کامل نبوده و همه این کامل نبودن را دیده اند.

این ناراحتی را با خود حمل می کند و بارها و بارها در ذهنش مرور می کند.

چکار کنم؟

خب اگه بهش توجه نگنم چه اتفاقی میفته؟

اگر دچار کمال گرایی باشید و بهش توجه نکنید، گام به گام عقب می نشینید.

از درون در رنج خواهید بود. خب حالا که کارم پسندیده نشده و دیده نشده من چکار کنم؟

به نوعی احساس شکست را دردناک تر از معمول تجربه خواهید کرد.

اما اگر بخواهید مسیر رشد را در کار و کسب خود و یا در روابط خود هموار کنید از بازخوردها یاد بگیرید.

برای اقدام بعدی آماده شوید. همینکه در هر گام چیزهای تازه ای یاد بگیرید نتیجه خوبیست.

مردم برای تایید نکردن خود دلایل متفاوتی می توانند داشته باشند.

بدترین دلیل آن هم این می تواند باشد که کار ما را نپسندیده اند.

خوب اول از همه فکر می کنیدکه چرا کار ما را نپسندیده اند؟

دلایلی که ممکن است این اتفاق افتاده باشد را بنویسید.

شاید این افراد اصلا مخاطب های واقعی شما نبوده اند.

شاید با اصلاح اشتباهات و ایرادها نتیایج بهتری کسب کنید.

کاری که کمال گرایی انجام می دهد عقب نشستن است. تایید نشدم پس خوب نیستم.

تایید نشدم پس کاملا خوب نیستم. تایید نشدم پس کارم آبروریزی بوده.

قبل از اینکه اجرا یا ارئه اش را شروع کند نگران است.

نگران است که تایید نشود. همین نگرانی سبب می شود که با تردید کارش را ارائه دهد.

گویا با این کار چاقویی را روی گلوی اعتماد به نفس خود گذاشته است.

طبعا این نگرانی و عکس العمل نامناسب با آن سبب می شود ارائه نامناسب تری داشته باشد.

ارائه نامناسب تر، بازخورد ضعیف تری را هم به همراه خواهد داشت.

این کامل گرای ما درگیر سیکل معیوب می شود.

چون بازخورد ضعیف تر باز هم او را به ارائه ضعیف تر بعدی می برد.

 

حالا با کامل گرایی چکار کنم؟

اشتباهی که در این جا انجام داده بود بدتر از قبل بود.

بخاطر نگرانی از عدم تایید مسئولین کارگاه، ارائه طولانی تری آماده کرده بود.

اشتباه دوم او این بود که کارآموزهایی که قبلا نیامده بودند را فراخوانده بود که آنها هم نیامدند.

اشتباه سومش این بود که همین ترس از عدم تایید سبب شد تا در هنگام ارائه هی تردید کرد.

سوال اینجاست که اکنون من به عنوان کامل گرا چکار کنم؟

چگونه با شرایط تایید نشدن و بازخورد های منفی کنار بیایم؟

در بخش قبلی درباره سیکل معیوب برای شما گفتیم.

به این نتیجه رسیدیم که کمال گرایی دائما فرد را در چرخه ی ارائه ضعیف به بازخورد ضعیف و بر عکس در حرکت است.

یا اینکه کلا از این ارائه دست می کشد. برای عبور از این چرخه، یک جای این سیم ارتباطی را قطع کنیم.

جایی که بخاطر ترس و نگرانی، تردید می کنم و با تردید ارائه را انجام می دهم.

این فکر و انتظار را که من باید کاملا خوب باشم را بگذارم کنار. با بازخوردهایی که گرفته ام ارائه را تقویت می کنم.

مطمئنم که این بار مطالب بیشتری می دانم. تجربه بیشتری اندوخته ام.

با اصلاح چند اشتباهی که برایم مقدور است دوباره اقدام می کنم.

اگر کامل گرای قهاری هستم بهتر است از تست های کوچکتر شروع کنم.

تست های کوچکتر سبب می شود تا آرام آرام و بدون شوک بهبود یابم.

با دریافت بازخوردهای منفی و بهتر کردن کارم سم کامل گرایی را از جسم و فکرم خارج کنم.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *