چرا وقتی یک کار خوبی رو شروع می کنم زود ولش می کنم؟

چرا وقتی یک کار خوبی رو شروع می کنم زود ولش می کنم؟

سوالی ذهنم را به خود مشغول کرده بود.

سوال این بود که چرا هر وقت در برنامه ای جدید شرکت می کنم از برنامه  و عادت خوب قبلی جا می مانم.

عادت یک ساعت مطالعه خوب بود.  مسئله زمانی اتفاق افتاد که دوره تند خوانی شرکت کردم.

در برنامه کاری ۲۱ روزه آن شرکت کردم و کم کم برنامه مطالعه رنگ باخت.

خیلی اوقات پیش می اید که می خواهیم یک کار خوب جدید یاد بگیریم.

اما کار خوب قبلی را کنار می گذاریم.

چه دلایلی سبب می شود که این اتفاق رخ دهد؟ چه اسیب هایی از این طریق به ما وارد می شود؟

چگونه می توان این اتفاق رامدیریت کرد؟

چی باعث میشه برنامه هام بهم بخوره؟

یکی از معایب بزرگ این اتفاق این است که ما دچار چندکارگی می شویم.

انگیزه رشد ممکن است کم رنگ شود. زیرا هر کار خوبی که انجام داده ایم را با کار جدیدی از خاطر برده ایم.

این عدم تداوم عادات و کارهای خوب به راحتی می تواند انگیزه ما را ضعیف کند.

یکی از دلایلی که به ذهنم می رسد کامل گرایی است.

من فکر می کنم که خوب برنامه جدیدی را باید درست انجام دهم.

همین امر سبب می شود که سعی کنم یک وقت مشخص برای ان در نظر بگیرم.

اگر همزمان برای چند عادت این زمان بندی را انجام بدهم ممکن است احساس ماشینی شدن بگیرم.

احساس ماشینی شدن یا ربات شدن برای بسیاری افراد ایجاد ملالت می کند.

چون می خواهم درست انجام بدهم معمولا زمان بیشتری هم برایش صرف می کنم.

این زمان اضافه از کجا می اید؟ بله از زمان کارهای دیگر گرفته می شود.

در نتیجه بجای رشد در یک کار جدید کنار کارهای قبلی، من فقط یک کار جدید را یاد می گیرم.

و عادتهای قبلی که ساخته بودم را از دست می دهم.

آسیب های این اتفاق چیست؟

مسیر عصبی که در حال ساخته شدن بود از دست می رود.

از طرف دیگر مغز به یک فرایند نامبارک عادت می کند.

هر بار که برنامه ای را آغاز کنم با خودش می گوید آهان این هم برای چند روزی بیش نیست.

مغز یاد می گیرد که این فرایند موقتی است.

وقتی این اتفاق زیاد تکرار شود هم کارایی برنامه ها کاهش می یابد و هم کیفیت آنها.

می توان گفت که مغز یک فایل موقتی بودن برای هر برنامه من باز می کند.

این اسیب بزرگی است. اکنون سوال این است که چگونه باید از این وضعیت رهایی یافت؟

چطوری عادت ها و برنامه های خوبم را حفظ کنم؟

یکی از راههایی که من به تجربه و تمرین یافته ایم قفل کردن برنامه است.

مثلا اگر سه برنامه کتابخوانی، اذکار تلقینی و تندخوانی را داری می توانی اینگونه تقسیم کنی.

من اذکار تلقینی را به نماز ظهر گره میزنم.

ذهنم شرطی می شود که بعد از نماز این را انجام دهم. وقتی ذهنم شرطی شد دیگر به چشم یک برنامه به آن نگاه نمی کند.

خیلی ساده تر وارد ناخودآگاه و عادات می شود.

تمرینات تندخوانی را هم به زمان آشپزی و قبل شام واگذار می کنم.

این روش مثل قفل کردن یک کار جدیدی به مسیر عصبی یک عادت است.

چندبار که انجام شد جزو آن عادت می شود. فایده دیگر آن این است که ذهن خسته نمی شود.

لطفا برای ما بنویسیدی که شما چه راههایی برای این کار تجربه کرده اید؟

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *