چرا ما داد می زنیم؟ داد زدن یا خوب حرف زدن؟

چرا ما داد می زنیم؟ داد زدن یا خوب حرف زدن؟

دیروز در بین انجام کارهای خودم یک ساعت استراحت کوتاهی به خودم دادم.

تلوزیون روی شبکه خبر بود و برنامه گزارش خبری پخش می شد.

صحبت درباره تغییر قوانین انتخابات بود. دو نماینده محترم در حال بحث بودند.

برای لحظاتی به شیوه مکالمه آنها دقت کردم. مطلب جالبی شنیدم.

صحبت من اصلا سیاسی یا مربوط به قوانین کشوری یا انتخابات نیست.

صحبتی که من نقل می کنم این بود:

نماینده ملایر گفت: آن پیرزنی که در روستا پای تلوزیون نشسته و دارد مجلس را می بیند،

دوست دارد نماینده اش بلد باشه داد بزنه! فریاد بزنه! حق مردم رو بگیره

 

این شیوه کلام و این تعریف از توانمندی جالب توجه بود

 

چرا ما داد می زنیم؟

دلایل مختلفی برای داد زدن داریم.

برخی از افراد زمانی که احساس مخالفت یا تهدید کنند از داد زدن استفاده می کنند.

این موردی که در این مکامله مطرح شده درباره ابراز عقیده است.

ابراز عقیده، دفاع از حق، مدیریت شرایط و … نیز از حالات احساسی داد زدن است.

اتفاق مهمی که با داد زدن رخ می دهد این است که ارتباط ضعیف تر و فاصله ها بیشتر می شود.

از سوی دیگر در این مقاله مسئله طرز فکر را هم خوب است بررسی کنیم.

چه چیزی باعث شده که ما داد زدن و حالت پرخاش را نشانه توانمندی و شایستگی بدانیم؟

یکی از معمول ترین عکس العمل های ما آدم ها در برابر شرایط نامطلوب، بزرگ جلوه کردن است.

این بزرگ جلوه کردن گاهی با حالت بدنی، یا علائم صوتی مثل تن صدای بالا و داد یا فریاد نشان داده می شود.

داد زدن

 

داد زدن یا خوب حرف زدن؟

یکی از مهمترین شیوه های اثبات توانمندی این است که فراتر از رفتار معمولی عمل کنیم.

در هنگام خشم یا اعتراض، خونسرد بودن سبب می شود که کنترل کردن شرایط را بدست بگیریم.

تصور کنید دو نفر با هم دعوا کرده اند. مردی که سمت راست ایستاده خیلی معترض است و داد و بیداد می کند.

مردی که سمت چپ ایستاده صبورانه به داد و بیداد او گوش می دهد.

وقتی نوبت به او رسید با خونسردی و خیلی محکم حرف خودش را زد.

اکنون بحث خاتمه پیدا کرده.

ما فرد سمت راستی را بیشتر دیدیم چون بیشتر جلب توجه کرد ولی برگ برنده را به فرد سمت چپ می دهیم.

به خوبی می دانیم و فهمیدیم که او  تسلط بیشتری به خود و به شرایط دارد.

درست است که داد زدن و تن صدای بالا نوعی ابراز وجود و بزرگ جلوه کردن است اما ابتدایی ترین شیوه است.

فرد سمت چپ یک چیزی بیشتر دارد. تواناتر است.

چون خونسرد برخورد کرده فکرش هم بهتر کار می کند. قوی تر هم به نظر می رسد.

او خوب حرف زدن را بلد است.

خوب حرف زدن و استفاده از کلمات مناسب می تواند بجای روشهای معمولی ابراز وجود، براحتی ما را به هدف مان برساند.

 

چطوری به شرایط مسلط باشم؟

برای اینکه بتوانیم تسلط بیشتری داشته باشیم لازم است با اصول بیان و فنون بیان آشنا باشیم.

دانستن فن بیان و قدرت کلمات به ما کمک می کند تا بدون داد زدن، با استفاده از قدرت کلمات بر اوضاع مسلط شویم.

برخی از کلمات قدرت نفوذ بالایی دارند. برخی دیگر روی ناخودآگاه شنوندگان اثر می گذارند.

برخی از کلمات انرژی و حس ستایشگری را بر می انگیزانند و … .

بکارگیری مهارت های کلامی در هر زبان و فرهنگی پاسخگوی نیاز آدم ها برای برقراری روابط بهتر و قوی تر است.

اولین نکته برای مسلط شدن این است که طرز فکرمان را عوض کنیم.

یعنی بدانیم که اگر بر صدا و  هیجانات خود مسلط باشیم قوی تر به نظر می رسیم.

دوم اینکه مهارت های کلامی را بلد باشیم.

اکنون اجازه دهید برای اینکه کارایی کلمات بیشتر ثابت شود از چند مثال استفاده کنم.

 

تاکنون کتاب جادوی واژگان را تهیه نکرده اید؟! از اینجا ببینید

مثال:

تا حالا با آدم های همه چیز دان برخورد کرده اید.

افرادی که هر چه بگویید او انگار می داند یا نظریه ای عمیق تر و بهتر می دهد.

گاهی اوقات این افراد می خواهند با این شیوه برخورد، نظریات خود را به شما و دیگران تحمیل کنند.

ادامه این شیوه و عکس العمل نشان دادن به او سبب درگیری و پرخاش هم ممکن است بشود.

یکی از بهترین روش های کنترل گفتگو این است که سوال کنیم.

وقتی او نظرش را می گوید میل طبیعی ما بر این است که اثبات کنیم اشتباه می کند.

اما این میل طبیعی سبب اختلاف و درگیری می شود و سرآخر او هم حرف را نمی پذیرد.

کاری که بهتر است انجام دهیم این است که ایده یا صحبت خود را به همراه سوال: “درباره … چه می دانید؟” همراه کنیم.

زیرا با این روش به او فرصت فکر کردن و تردید کردن در اطلاعاتش را داده ایم .

از سوی دیگر مخالفتی با سخنان او نداشته ایم.

این سبب احساس امنیت او می شود و ما هم کنترل را بدست می گیریم.

البته ادامه گفتگو نیز به ادامه مهارت ما بستگی دارد.

 

دوره مجازی سخنوری فرصت فوق العاده ای است برای یادگیری بیشتر قدرت کلمات

حتما از این دوره استفاده کنید

تا تغییر و قدرتمندی را حس کنید

آموزش سخنوری

 

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. محمد نوری
    ۹:۵۹ ۱۳۹۷/۰۸/۱۴

    استاد عزیز
    سلام.

    بسیار نکته خوبی اشاره شد. این موضوع بیشتر برای این است که ما فکر می کنیم تنها یک راه درست زندگی وجود دارد و آن را هم ما پیدا کرده ایم. و شروع می کنیم به بحث و پافشاری.
    اگر کمی به خودمان آرامش بدهیم و آرامش خودمان بیشتر ارزش داشته باشد مطمئنا از بحث دوری می کنیم.

    زمانی خودم وارد بحث میشدم و شاید زمانی طولانی هم تلف می شد. بعد این اخلاق را ترک کردم. (مخصوصا بحث های بی فایده سیاسی و موضوعات کشوری) بعدا در کارگاه هم گاها دوستانم میامدن بین هم صحبت می شد.
    و جالب یک مورد بود که یکی از کسی تعریف کرد و دومی اومد که بگوید نه او خوب نیست و این یکی خیلی بهتر است. و بین این دو دوست من خیلی بحث طولانی شد. من هم که رودرواسی داشتم نتونستم بگم تمام کنید. با اینکه من کارم را انجام میدادم و وقت من تلف نمی شد.
    ولی اکنون با تسلط به خود و ارزشی که به خودم قائل هستم خیلی راحت دوستان اگر این مسائل را داشته باشم می گویم بفرمایید بیرون بحثتان را تمام کردید من در خدمت شما هستم.
    بیاییم به آرامش خودمان احترام بیشتری بگذاریم.

    از استاد زکی هم متشکرم بابت این مطلب خود و این فرصت که به من داده اند.